تشخیص دادن /tæʃxiːz dɒːdæn/ Verb

English
diagnose
Русский
диагностировать

Example

  • پزشک بیماری ویروسی او را **تشخیص داد**؛ این واژه‌ی ناب، ریشه‌ی اطمینان دارد.
  • The doctor diagnosed her with a viral infection.
  • استفاده از زمان گذشته ساده برای بیان یک عمل قطعی.