ضعف /zæf/ Noun

English
weakness
Русский
слабость

Example

  • بیمار از ضعفِ عمومی و خستگی شکایت داشت. (ضعف / سستی / نقص)
  • The patient complained of general weakness and fatigue.
  • در پزشکی، «ضعف» رایج‌ترین و دقیق‌ترین معادل است.