نهفته / زیربنایی /næhoftɛ/ Adjective

English
underlying
Русский
лежащий в основе

Example

  • فرضِ نهفته این است که میزان پولِ موجود محدود است. (فرضِ زیربنایی / فرضِ بنیادین)
  • The underlying assumption is that the amount of money available is limited.
  • در اینجا «نهفته» حسِ پنهان بودنِ علت را بهتر می‌رساند.