عفونت /ofunæt/ NounEnglishinfectionไทยการติดเชื้อExampleزخم سرخ و متورم شد، نشانهای آشکار از **عفونت** بود.The cut became red and swollen, a clear sign of infection.در اینجا 'عفونت' به عنوان یک وضعیت پزشکی شناخته شده به کار رفته است.