آلودگی /ɒːluːdegiː/ Noun

English
pollution
ไทย
มลพิษ

Example

  • کارخانه به دلیل ایجاد آلودگی آب جریمه شد. [آلودگیِ آبِ رودخانه] [ایجاد کردن/تحمیل کردن] [جریمه شدن]
  • The factory was fined for causing water pollution.
  • آلودگی آب یک نگرانی جدی در کلان‌شهرهاست.