عامدانه /ɒːmedɒːne/ Adjective
- English
- deliberate
- ไทย
- โดยเจตนา
Example
- تصمیم شرکت برای بیطرفی کربنی، تصمیمی **عمدی** بود. (تصمیم آگاهانه / تصمیم سنجیده)
- The company made a deliberate decision to go carbon neutral.
- استفاده از «عمدی» در متون مدرن بسیار رایج است.