حدود / اطراف /hoˈduːd/ /ɒtˈrɒːf/ Adverb

English
around
ไทย
แถวๆ

Example

  • جلسه حدود ساعت ده شروع می‌شود.
  • The meeting will start around ten o'clock.
  • استفاده از 'حدود' در قرارهای کاری بسیار رایج است.