راحتی /rɒːhætiː/ NounEnglishconvenienceไทยความสะดวกExampleما صندلیهایی را برای آسایشِ مشتریانِ خود فراهم کردهایم.We have provided seats for the convenience of our customers.استفاده از «آسایش» لحنی گرم و مشتریمدار دارد.