بدبین /bæd.biːn/ Adjective
- English
- cynical
- ไทย
- ไม่เชื่ออะไรง่ายๆ
Example
- او نسبت به خیریههای شرکتی نگرشی بدبینانه پیدا کرد. (او نسبت به خیریههای شرکتی، دیدگاهی بدبینانه ساخت.)
- She developed a cynical attitude toward corporate charity.
- استفاده از 'ساختن' در اینجا به معنای 'تولید کردن' یا 'پیدا کردن' است، نه 'بنا کردن'.