بدنام /bædnɒːm/ AdjectiveEnglishnotoriousไทยฉาวโฉ่Exampleآن سارق بدنام را سپیدهدم دستگیر کردند. (بدنام / بدآوازه / بدصیت)The notorious outlaw was captured at dawn.استفاده از 'بدنام' در اینجا کاملاً طبیعی و رایج است.