بدترین /bæd.tæ.ɾiːn/ AdjectiveEnglishworstไทยแย่ที่สุดExampleسخنرانی او **بدترین** سخنرانی بود که تا به حال شنیده بودم.It was by far the worst speech he had ever made.تأکید بر کیفیت پایین سخنرانی.