بعید /bæˈjiːd/ Adjective

English
unlikely
ไทย
ไม่น่าจะ

Example

  • موفقیت این پروژه به نظر می‌رسید که **بعید** باشد. (دور از انتظار / غیرمحتمل / دور از ذهن) — این پروژه به نظر می‌رسید که **دور از ذهن** باشد.
  • The project seemed unlikely to succeed.
  • استفاده از 'به نظر رسیدن' با 'بعید' بسیار طبیعی است.