محرک /mohærrek/ فعل

English
trigger
ไทย
ตัวกระตุ้น

Example

  • دود، زنگ خطر را **برانگیخت**.
  • The smoke triggered the fire alarm.
  • استفاده از 'برانگیختن' برای واکنش‌های سیستمی بسیار رایج است.