رأی /ræʔj/ Noun

English
ballot
ไทย
บัตรเลือกตั้ง

Example

  • رئیس هیئت مدیره با **رأی‌گیریِ پنهان** انتخاب می‌شود.
  • The chairperson is chosen by secret ballot.
  • تأکید بر محرمانگی رأی‌دهنده.