بازار /bɒːˈzɒːr/ Noun

English
marketplace
ไทย
ตลาด

Example

  • شرکت‌ها باید بتوانند در **بازار** دوام بیاورند. (بازار / عرصهٔ مبادلات / میدان خرید و فروش) — از: شرکت‌ها باید بتوانند در بازار دوام بیاورند.
  • Companies must be able to survive in the marketplace.
  • استفاده از «بازار» برای اشاره به کل اکوسیستم اقتصادی رایج است.