بررسی کردن /bærræsiː kær dæn/ Verb

English
inspect
ไทย
ตรวจสอบ

Example

  • معلّم در میان کارهایشان **بازرسی کرد**؛ نگاهی دقیق به جزئیات انداخت.
  • The teacher walked around inspecting their work.
  • اینجا تأکید بر بررسی دقیق کار دانش‌آموزان است.