بدون /beˈduːn/ Preposition

English
without
ไทย
ปราศจาก

Example

  • آنها دو روز را بدونِ غذا گذراندند. (بدونِ / بی / محروم از)
  • They had gone two days without food.
  • استفاده از 'بدون' با مضاف‌الی برای تاکید بر فقدان.