به‌دردنخور /beːdæɾdænɔːɾ/ Adjective

English
useless
ไทย
ไร้ประโยชน์

Example

  • کنترل از راه دور بدون باتری، کاملاً **بی‌فایده** است.
  • The remote control is useless without batteries.
  • استفاده از 'کاملاً' برای تقویت صفت رایج است.