صورت /suːɾæt/ Noun

English
face
ไทย
หน้า

Example

  • او چهره‌ای مهربان دارد که دل‌ها را آرام می‌سازد (دارایِ چهره‌ای / دارایِ صورتی / دارایِ رخی) به همه اطمینان می‌دهد.
  • She has a kind face that puts everyone at ease.
  • در فارسی، «چهره» بار عاطفی بیشتری نسبت به «صورت» دارد.