باشگاه /bɒːʃˈɡɒːh/ Noun
- English
- club
- ไทย
- ชมรม
Example
- او به باشگاهِ کوهنوردی پیوست تا کوهستانها را کاوش کند (پیوستن / ملحق شدن / وارد شدن) — از کوهستانها.
- She joined the hiking club to explore the mountains.
- این نوع باشگاهها در ایران بسیار رایج هستند.