دفع /dæfʔ/ Noun

English
disposal
ไทย
การกำจัด

Example

  • شهرداری مسئولیت دفع پسماند و نظافت خیابان‌ها را بر عهده دارد. (دفعِ پسماند)
  • The council is responsible for waste disposal and street cleaning.
  • دفع در اینجا بار حقوقی و شهری دارد.