دفترچه خاطرات /dæftærˈtʃe-je xɒːteˈrɒːt/ Noun

English
diary
ไทย
สมุดบันทึก

Example

  • او یک دفتر خاطرات می‌نویسد تا پیشرفت‌هایش را پیگیری کند.
  • She keeps a diary to track her progress.
  • استفاده از فعل 'نوشتن' برای ثبت کردن در این بافت رایج است.