مدرک /mædræk/ Noun

English
evidence
ไทย
หลักฐาน

Example

  • پلیس هنوز به دنبالِ **دلیل**ِ آن ماجراست.
  • The police are still looking for evidence.
  • استفاده از دلیل به جای مدرک در محاوره رایج است.