در میان /dær miˈjɒːn/ Preposition
- English
- amid
- ไทย
- ท่ามกลาง
Example
- او سخنرانیاش را در میانِ تشویقهای پرشور به پایان رساند. (در میانِ / در گیر و دارِ / در بسترِ) — او سخنرانیاش را با تشویقهای پرشور به پایان رساند.
- He finished his speech amid tremendous applause.
- استفاده از «در میانِ» بسیار رایج و طبیعی است.