نقص‌دار /næghs-dɒːr/ Adjective

English
flawed
ไทย
ไม่สมบูรณ์แบบ

Example

  • الماس یک بخش کوچک و به‌سختی‌دیدهٔ **دارای عیب** داشت.
  • The diamond had a small, barely visible flawed section.
  • در اینجا «دارای عیب» برای اشاره به نقص فیزیکی استفاده شد.