به دنبال آن آمدن /be doːnˈbɒːle ɒːn ɒːmæˈdæn/ فعل

English
ensue
ไทย
ตามมา

Example

  • به‌محض به صدا درآمدن آژیر خطر، سردرگمی [درپی آمدن] (به دنبال آمدن / مترتب شدن) — از: وقتی آژیر خطر به صدا درآمد، سردرگمی درپی آمد.
  • When the fire alarm rang, confusion ensued.
  • این ساختار نشان‌دهنده توالی زمانی و منطقی است.