یه عالمه /je ʔælæmɛ/ Noun

English
bunch
ไทย
กอง

Example

  • او یک دسته انگور در دست داشت. (دسته / خوشه / گروه)
  • She held a bunch of grapes in her hand.
  • در مورد انگور، «خوشه» ارجح است.