دیپلمات /diːplomɒːt/ Noun

English
diplomat
ไทย
นักการทูต

Example

  • دیپلماتِ کارکشته با رهبران محلی دیدار کرد تا دربارهٔ توافق‌های تجاری گفتگو کند.
  • The diplomat met with local leaders to discuss trade agreements.
  • استفاده از «کارکشته» بار معنایی تجربه را می‌رساند.