دوربین /duːrbiːn/ Noun

English
camera
ไทย
กล้องถ่ายรูป

Example

  • او دوربینش را به سوی غروب آفتاب گرفت.
  • She pointed the camera at the sunset.
  • استفاده از 'گرفتن' برای اشاره به عمل عکاسی رایج است.