احساساتی /ehsɒːsɒːtiː/ Adjective
- English
- emotional
- ไทย
- อ่อนไหว
Example
- سخنرانیِ او در مراسم فارغالتحصیلی بسیار احساسی بود. (سخنرانیِ پُر از احساس / عاطفی / تأثیرگذار)
- She gave an emotional speech at the graduation.
- استفاده از 'بسیار' یا 'خیلی' برای تقویت صفت رایج است.