وسوسه /væsvæse/ Verb

English
urge
ไทย
แรงกระตุ้น

Example

  • اگر فرصت بازدید از این مکان را پیدا کردید، قویاً **اصرار می‌ورزم** که این کار را انجام دهید.
  • If you ever get the chance to visit this place, I strongly urge you to do so.
  • استفاده از «قویاً» (strongly) برای انتقال شدت لازم است.