استعفا دادن /estefɒː dɒːdæn/ VerbEnglishresignไทยลาออกExampleاو به دلیل کسالت مجبور شد که **استعفا دهد**؛ این تصمیمی دردناک بود.She was forced to resign due to ill health.استفاده از «دهد» (مضارع اخباری) برای بیان یک عمل قطعی در گذشته یا حال.