اضطراب /ezterɒːb/ NounEnglishanxietyไทยความวิตกกังวลExampleاو پیش از مصاحبه، احساس **اضطراب**ِ عمیقی داشت. (دلشوره / پریشانی)She felt a deep sense of anxiety before the interview.استفاده از 'احساس داشتن' رایجتر از 'داشتن اضطراب' است.