فروتن /foruːtæn/ Adjective

English
humble
ไทย
ถ่อมตน

Example

  • فروتن باش تا بتوانی از اشتباهاتت بیاموزی. (فروتن باش / خاکسار باش / متواضع باش)
  • Be humble enough to learn from your mistakes.
  • استفاده از فعل 'بودن' برای تأکید بر حالت پایدار تواضع.