گنج /ɡændʒ/ Noun

English
treasure
ไทย
สมบัติ

Example

  • موزه‌ی ما گنجینه‌ی باستانی کشتی غرق‌شده را به نمایش می‌گذارد. (نمایش دادنِ گنجِ باستانیِ کشتیِ غرق‌شده)
  • The museum displays ancient treasure from the sunken ship.
  • استفاده از ساختار مضاف و موصوف برای زیبایی کلام.