قلاب /ɢolɒːb/ Verb

English
hook
ไทย
จุดดึงดูด

Example

  • ما تریلر را به پشت ماشین [قلاب کردیم]؛ نکته‌ی ظریف این است که این فعل برای اتصال فیزیکی قوی به کار می‌رود.
  • We hooked the trailer to the back of the car.
  • استفاده از فعل مرکب «قلاب کردن» برای اتصال مکانیکی.