ضربه گیر /zærbægiːr/ Noun

English
buffer
ไทย
บัฟเฟอร์

Example

  • حمایت خانواده چونان [حائل] در برابر استرس عمل می‌کند.
  • Support from family acts as a buffer against stress.
  • استفاده از 'چونان' لحن ادبی و گرمی می‌دهد.