همهگیری /hæm.e.ɡiː.ɾiː/ Noun
- English
- epidemic
- ไทย
- โรคระบาด
Example
- بیمارستان محلی از موج ناگهانی آنفولانزای [همهگیری] زیر بار سنگین رفت.
- The local hospital was overwhelmed by the sudden flu epidemic.
- استفاده از 'موج' برای توصیف شدت ورود بیماران رایج است.