همه جا /hæmeˈdʒɒː/ AdverbEnglisheverywhereไทยทุกหนทุกแห่งExampleدنبال عینکهایم گشتم و [همهجا] را زیر و رو کردم.I've looked everywhere for my glasses.استفاده از فعل مرکب 'زیر و رو کردن' حس جستجوی کامل را میدهد.