هیجان /hejdʒɒːn/ Noun
- English
- excitement
- ไทย
- ความตื่นเต้น
Example
- اخبارِ خوب، هیجانِ زیادی را در میان دوستانش به وجود آورد. [هیجان / شور / اشتیاق] — از: The news caused great excitement among her friends.
- The news caused great excitement among her friends.
- در فارسی، «هیجان» بار معنایی قویتری دارد و اغلب با «به وجود آوردن» میآید.