تقریباً /tæɢriːbæn/ Adverb

English
approximately
ไทย
ประมาณ

Example

  • سفر، **حدوداً** هفت ساعت طول کشید. (تقریباً / تخمینی) — سفر به اندازه‌ی هفت ساعت زمان برد.
  • The journey took approximately seven hours.
  • استفاده از «حدوداً» در اینجا بسیار رایج و گرم است.