جواهرات /dʒævɒːhærɒːt/ Noun
- English
- jewellery
- ไทย
- เครื่องประดับ
Example
- مادربزرگش مجموعه جواهرات (زیورآلات / آلات زینتی) عتیقهاش را به او سپرد.
- She inherited her grandmother's antique jewellery.
- استفاده از 'سپردن' به جای 'به ارث بردن' در محاوره رایجتر است.