به اندازه کافی /kɒːˈfiː/ Adverb

English
enough
ไทย
พอ

Example

  • به اندازه کافی تمرین نکرده بودم برای بازی (به میزان لازم / به حد کافی / به قدر کفایت).
  • I hadn't trained enough for the game.
  • در فارسی، تأکید بر 'تمرین' برای موفقیت بسیار رایج است.