کاربردی / کار راه‌انداز /kɒːɾbɔɾdiː/ Adjective

English
handy
ไทย
สะดวก

Example

  • یک ابزار کوچکِ **کاربردی** برای تعمیر وسایل الکترونیکی.
  • A handy little tool for fixing electronics.
  • در اینجا 'کاربردی' حس ابزار کوچک و مفید را می‌رساند.