کارگر /kɒːɾɡær/ Noun

English
worker
ไทย
พนักงาน

Example

  • کارگرانِ کارخانه دست از کار کشیدند. (کارگر / شاغل / نیروی کار)
  • The factory workers went on strike.
  • استفاده از «کارگر» برای اشاره به طبقه کارگری رایج است.