عاقل /ɒːɢel/ Adjective

English
sensible
ไทย
รอบคอบ

Example

  • او آدمِ **خردمندانه‌ای** است که هرگز دستپاچه نمی‌شود.
  • She's a sensible sort of person who never panics.
  • استفاده از صفت مشتق شده از خرد، لحنی گرم و باکلاس می‌دهد.