کلاه /koˈlɒːh/ Noun

English
hat
ไทย
หมวก

Example

  • او کلاهش را با دست تنظیم کرد تا جلوی نور شدید آفتاب را بگیرد.
  • He adjusted his hat against the bright sun.
  • تنظیم کردن کلاه یک حرکت رایج است.