مبهمسازی /mobhæm-sɒːziː/ VerbEnglishobfuscateไทยทำให้คลุมเครือExampleسخنان سخنگو تنها به قصد **مبهم ساختن** حقایق بود.The spokesperson's statement only served to obfuscate the facts.اینجا تأکید بر نیت سخنگو برای پنهانکاری است.