پایه /pɒːje/ Noun

English
basis
ไทย
พื้นฐาน

Example

  • ما ارتباطمان را بر **مبنایِ** هفتگی برقرار می‌کنیم.
  • We communicate on a weekly basis.
  • استفاده از مضاف‌الی (کسره) پس از مبنا ضروری است.