مفصل / پاتوق /mof.sæl/ Adjective

English
joint
ไทย
ข้อต่อ

Example

  • آن‌ها یک حسابِ **مشترک** گشودند.
  • They opened a joint account.
  • در فارسی، «مشترک» به سادگی مفهوم را می‌رساند.